بودم...توام همین طور...اون وقتا تو توی دنیای خودت بودی منم تو دنیای
خودم...شاید باورت نشه ولی من از همون موقعا همیشه تو رو تو ذهنم
داشتم ولی اصلا احساس نزدیکی نمیکردم باهات!تا اینکه بعد از چندین سال
ما بازم همو دیدم و اینبار با هم دوست بودیم...ما داشتیم با هم صمیمی می
شدیم خیلی صمیمی ولی من بازم قدر تو رو نمیدونستم و اینو مطمئنم که
اگه مهربونیو خوبیای تو نبود ما الان با هم نبودیم...خودم اینو خوب میدونم که
گاهی خیلی بداخلاق بودم ولی تو انقددررررر خوب بودی که.......
تو یه
فرشته ی خیلی خیلی خوب و مهربونی که خدا به من داده....کاش بتونم یه
جوری حرفامو بگم که عمق احساسمو متوجه بشی...که بدونی چقدررر
دوست دارم...بدونی که تا حالا چند بار خدا رو شکر کردم که تو رو به من
داده...بدونی که اگه تو رو نداشتم نمیدونم الان چیکار میکردم...بدونی که هر
وقت به این فک میکنم که ۱لحظه از تو دور باشم چقدرررر اذیت
میشم...بدونی که چقدر دوس دارم تا همیشه باهم باشیم و مال
هم......واسه اینه که دوس دارم برگردم به کوچیکیام که از همون اولش با
خودت باشم....چون هیشکی مثه تو نمیتونه منو درک کنه...هیشکی مثه تو
مهربون نیست...هیشکی مثه تو ماه نیست....هیشکی مثه تو انقدر کامل و
بی نقص نیست...هیشکی مثه تو نیست که بتونه به دردو دلای من گوش
بده...که وقتی که من دارم گریه میکنم و بات حرف میزنم یا برات اس میدم یا
بات چت میکنم انقدر آرومم میکنی و قشنگ واسم حرف میزنی که همه
چی یادم میره دوس دارم فقط با تو حرف بزنم...قشنگ ترین و بهترین لحظه
های زندگیم وقتاییه که با توام و پیشتم....شاید خیلی از آدمایی که میان
طرف تو به خاطر ظاهر بی نقصت باشه ولی اون چیزی که منو وابسته ی تو
کرده قلب پاک و مهربونته...هیچ آدمی رو ندیدم که مثه تو انقدر متواضع و
خوش قلب باشه....خیلی وقتا شده که در مقابل تو احساس شرمندگی
کردم...من الان هرچی که بخوام بگم مطمئنم که کسی حرفامو درک نمیکنه
چون تا حالا هیشکی مثه تو خوب نبوده منم الان هرچی بخوام بگم بازم
نمیتونم اون چیزی که واقعا هست رو بگم!
فقط میگم که خیلی خیلی خیلی خیلی زیاااد دوست دارم و امیدوارم که
همیشه با هم بمونیم
همیشه به خاطر داشتن دوست مهربون و وفاداری مثه تو احساس غرور میکنم
درسته که من سن زیادی ندارم ولی با همین سنم اینو فهمیدم که آدما هر
چقدرم که باهامون خوب برخورد کنن و در ظاهر با ما دوست باشن ولی
هیچ وقت نمیشه به این رفتارا اعتماد کرد چون همش ظاهریه ولی من
خوشحالم که دوستی مثه تو دارم و همیشه خیالم راحته که تو واقعا دوست
منی
دوووووووووووووووووووووووووووست دارم راحله جوووووووووووووووووووووووووووووووووونم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
"الناز"
می ترسم این احساس تو.... حسی که عاشقه هنوز
آخر به دست روزگار ساده عوض بشه یه روز...
می ترسم اون برق چشات .....که روشنه توی شبام
یه شب به خواست روزگار... کوه آتیش شه زیر پام...
تو رو دارم و حالا باور ندارم....!!!
از این دنیا دیگه چیزی نمی خوام
اگه قلبمو به تو نسپرده بودم...
همون روزای اول ! مرده بودم
می ترسم از تنها شدن از این نگاه رفتنی
ترسمو بیشتر می کنی وقتی نمی گی با منی
می ترسم از احساس تو این حس خوب و موندنی
می ترسم از روزی که تو حاشا کنی که با منی
***
تو رو دارم و حالا باور ندارم....!!!
از این دنیا دیگه چیزی نمی خوام
اگه قلبمو به تو نسپرده بودم...
همون روزای اول ! مرده بودم










