|
اين روزها خيلی خسته ام... که راه گلوم را بسته...هيچوقت به اين حالت نرسيده بودم...اونقدر خودم را خسته حس نکرده بودم...دلم می خواد يه چند وقتی برم به يه خواب طولانی...از همه چی بی خبر بشم...دلم می خواد برم ولی نمی دونم کجا و نمی دونم چه جوری...بدجور کلافه شدم... اين بزرگی دنبال يه گوشه دنج آروم می گردم...ديگه هيچی برام مهم نيست...ديگه طعنه ها و کنايه ها برام مهم نيست برام مهم نيست...نمی دونی چقدر خسته شدم از اين آدمها...نمی دونی چقدر تو دلم غمه...نمی دونی تو دلم چه ها نمی گذره...نمی دونی دلم چقدر شکسته...نمی دونی وقتی می گم بغض گلوم رو گرفته چقدر نفس کشيدن برام سخته...نمی دونی چقدر از نگاه های معنادار خسته شدم... گيره ...نمی دونی چقدر دلم می خواد از اينجا دل بکنم و برم...برم اون دور دورا...برم اونجا که هيچکی منو نمی شناسه.. کنم تا هر چی تو دلم جمع شده بريزم بيرون... خسته شدم...ديگه تحملم تموم شده... ام...خيلی خيلی.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 18:41 توسط راحله و الناز
|
ســـــــــــــلام.خوبین؟ مرسي از نظراتتون.واقعا شرمنده از اينكه دير به دير بهتون سر مي زنيم... آخه گفتم كه سرمون خيلي شلوغه... {۲بارررر} نیست تعداد بی شمااااااااااااااره برا همین آدم وقت نمی کنه آپ کنه...{۲بارررررررررر} راستی من خیلی وقت ها که میام تو وبلاگاتون نظر بدم یا بگم که آپ کردیم یه چیزه خیلی جالب می بینم...!!!!!!!!!!! نظرایی رو می بینم که نه من دادم و نه الناز....یعنی به اسم ما و آدرس وبلاگ ما نظر میدن...!!!!!!! تورو خدااااااااااااا ببخشیدددددددددد.به خداااااااا ما اون نظرا رو نمی دیم...من وقتی نظرا رو می بینم نمی دونید چه حالی پیدا می کنم...آخه نظر نمی ده فقط فوش میده...به خدا نمی دونم بایدچیکار کنم!!!!!!فقط بدونید ما خیلی دخترای گلی هستیم...نظرایی رو که با فوش نوشته بود رو وقتی دیدم حالم بد شد سریع با الناز تماس گرفتم براش تعریف کردم . گفتم که چیکار کنیم؟؟؟؟خواهشا اگه همچین نظری تو وبلاگتون دیدید فقط سریع پاک کنید...مرسی بازم می گم شرمنده... امروز بازم براتون عکس گذاشتم.عکسای یه خواننده ی عرب به اسم رولا ســــــــــعــــــــــد که خیلی ناااااااااااااااااره ولی نه به اندازه ی میــــــــــریــــــــــام فــــــــــارس{عــــــــــزیــــــــــز دلــــــــــم} خوب اینم عکسای رولاااااااااااااااا سعــــــد
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 11:22 توسط راحله و الناز
|
ماااااااااا اومدیم آخه حدودا ۱ هفته میشه که نیومدم نت چون وقت نکردم{نیست سرم شلوغه....دیگه چیکار کنم دست خودم نیست...!!!!} مرسی از نظراتتون و اینکه تو این یه هفته به وبلاگ ما سر زدید... امروزمی خوام بازم براتون عکس بزارم البته جدید نیست ولی خوب عکسای ۱خواننده ی سبک R&B هستش به اسم رضــــــــــــایــــــــــــاااااااااا{ناااااااازی چقدر با مزست} عکســـــای رضـــــایـــــا { اینم اردلان طــــــــعــــــــمــــــــه {۶۸}
+
نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 11:49 توسط راحله و الناز
|
سلاااااااااااااااااااااااام.....خوبین؟ ما دوباره اومدیم.... اما نه با خاطره....نه با داستان غم انگیز..... این بار تصاویر متحرکی که علی جوووووووووووووووون واسمون درست کرده رو گذاشتیم اینم آدرس وبلاگ علي جووووووووووووووووووووووووون قشنگن....نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ راستی......چند تا از دوستای گلمون پرسیده بودن شما خواهرید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ باید بگم که ما خواهر نیستیم.... بلکه دوتا دوست صمیمی هستیم..... موفق باشید..... تا بعد......
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 2:0 توسط راحله و الناز
|
دوستای گلم متن جالبی بود مگه نه!!!!!!! من که خیلی از این متن خوشم اومد ولی نظر شما رو نمی دونم!!!خوشحال میشم نظراتتون رو درمورد این متن بدونم.مرسی.بای
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 19:17 توسط راحله و الناز
|
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام این سلاااااااااااااااااااااااام با همه ی سلام هاااااااااا می فرقه {به زبان جدید دوستانه بود} آخه بعد از یه مدت دوری از وبلاگ و شما البته خیلی کم برگشتیم لابد دارین می گین واااااااااااااای باز اینا اومدن....نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ولی راستشو بخواین نتونستم نیاااااااااااااااااااااااااااام. دلم خیلی براتون تنگیده بوووووووووووووووووووووود اون حرفای پست قبلی رو که در مورد نا امیدی {نا چی؟؟؟} و اینا بود رو فراموش کنید...دیگه به هیچی نمی فکرم.... مررررررررررررررررررررررررسی از همتون.واقعااااا خوشحالم که دوستایی به این گلی داررم... دوستای گلم من گفتم خیلیا می گفتن چرت و پرت می نویسیم... ولی یه نفر از اونایی که این حرف رو زدن {REZA=KISHMISH} به من گفت که تو این پست بگم تا دیگه کسی بهش توهین نکنه...{البته از نظر من توهین نیست نظر لطفتونه} خوب آپ امروزمون دیگه خاطره نیست..امید وارم خوشتون بیااااااد....نظر یادتون نره.... عکسهای جوجو کم بود نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ولی با آپ های قبلی متفاوت بود...
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 20:11 توسط راحله و الناز
|
سلاااااااااااااااااااااااااام دوستاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای عززززززززززیزمون.خوبین؟؟؟
مرسی از اینکه تو این مدتی که وبلاگ داشتیم سر می زدید و نظر می دادید و از همه مهم تر اینکه نوشته های چرت و پرت ما رو تحمل می کردید آخه خیلیا می گفتن این چرت و پرتا چیه؟؟؟؟هم تو وبلاگ و هم از طریق ای دی.... ولی بازم می گم اگه واقعا مطلبامون چرت و پرت بود برا خودمون یه دنیاااااااااااااااا خاطره بووووووووووووووووددددد بازم از همتون تشکر می کنیم یه دنیا دوستتون دارررررررریم راستی وبلاگ قبلی رو که پاکیدیم به خاطر......بود.اگه می موند شاید هک میشد... دوستای گلم به خدا این روزااااا اصلا حال خوشی نداررم.به خدا نمی دونم برا چی زندگی می کنم!!!!از همه چی نا امید شدم.... از اون طرفم الناز میگه وبلاگ رو پاک کن منم نمی تونم برم نت... ولی اگه بیام نت سعی می کنم به همتون سر بزنم آخه دلم براتون تنگ میشه... فقط ازتون یه خواهش دارم:اینکه برام دعا کنید...همین برام از همه چی با ارزش تره.... اگه یه روزی بازم وبلاگ ساختیم و خواستیم چرت و پرتامون رو تو وبلاگ بنویسیم خبرتون می کنیم... باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای دوستای گلمون.دوستتون داریم....برامون دعا کنید...
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 17:56 توسط راحله و الناز
|
سلام...خوبين؟ اميدوارم كه حالتون خوب باشه و تعطيلات خوش بگذره و مثه ما 2 تا علاف و بيكار نباشيد!!!! آخه ما از اون موقع كه امتحانامون تموم شده هيچ سرگرمي نداريم....جز اين كه گاهي بيايم نت و...... گاهي تلفني با هم بحرفيم و.... گاهي هم از سر بيكاري بيفتيم به جون هم و.....همديگه رو اذيت كنيم. مثه ديشب كه بي خواب شده بوديم... .تصميم گرفتيم يكي رو اسكول كنيم و كمي بخنديم كه اين مرضيه كه خودش اسكو ل خداييه پيداش شد... به قول راحله : مرضيه = رواني!!!!... حالا من چند تا از كارهاي اين بشر رو ميگم: ...همين ديشب من دارم بهش مسيج ميدم بعد از 1 ساعت كه من منتظر جوابم ميبينم خواهرم ميگه بيا مرضيه مسيج داده پا شده به گوشي خواهرم جواب ميده!!!!بهش ميگم به گوشيه خودم بجواب ديگه اصلا مسيج نداد!!!!!!! يا وقتي ميزنگه همش ساكته انقدر حرف نميزنه فكر ميكني مرده هي ميگم الووووووووووووو مرضيه زنده اي؟؟؟؟ميخنده!!!!.... اونوقت هم كه ميرفتيم مدرسه وقتي امتحان داشتيم مرضيه مريض بود!!!! انقدر هم ضايع خودشو ميزد به مريضي كه همه فهميده بودن..... مثلا ما زنگ دوم امتحان داريم مرضيه زنگ اول و سوم حالش خوب بود فقط زنگ دوم حالش بد ميشد!!!! حالا اينا چند تا كار معموليش بود!!!!!!!!!!! ديگه خودتون فكرشو بكنين ديشب چقدر خنديدیم ما...... تازه ديشب الهه رو نبود وگرنه..... اون كه از مرضيه بدتره!!!!!اما بيچاره گناه داره دست خودش نيست.... بعد ازچند سال مياد مسيج بده به دوستاي گلش : شكوفه هاي صورتي فداي مهربونيات يه دل دارم اونم فداي خنده هات...جوگير نشو با 67 بودم!!!!! يا سر كلاس مي اومد با خانم .... بحث سياسي كنه خانم اول به حرفاش گوش ميداد ولي بعد كه فهميد انگار حالش خوب نيست به حرفاش گوش نميداد و به قول خود الهه سگ محلش ميكرد... من و راحله هم از اون طرف غش بوديم از خنده....... هميشه زنگاي دين و زندگي برنامه همين بود.... قضيه ي بريم ياهو رو نگم بهترررررررررررره!!!!!!!!!!! آپ امروزمون حس می کنم کمتر از آپ های قبلیمون باشه.آخه این روزا اصلا حوصله ندارم... البته این آپ رو الناز جونم زحمتشو کشیده ولی خوب شکلکاش کار من بود.اصلشم متن نه شکلک..... وبلاگمون رو بنا به دلایلی عوض کردیم..... فعلا باااااااااااااااااااای دوستای گلمون...
+
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 10:45 توسط راحله و الناز
|
|
سلام خوبين؟؟؟؟؟؟اين وبلاگ{۩♥♥♦ خودتي!!!به تو چه ؟؟؟♦♥♥۩}همينجوري ساخته شده.ولي ما {راحله و الناز }سعي مي كنيم اپ هاي جالبي براتون بكنيم.اما به شرط اينكه شما هم نظر بدين.و اگه عكس يا چيزي مي خواين بگيد كه ما هم اگه برامون مقدور بود براتون بزنيم.ما {راحله و الناز} هر دو تا مون متولد 71 هستیم و خيلي هم خوب هستيم.اخه اينو دوستامون هم مي دونند و هم مي گن.شعار اين وبلاگ {۩♥♥♦ خودتي!!!به تو چه ؟؟؟♦♥♥۩}با تشكر مديريت وبلاگ ۩♥♥♦ خودتي!!!به تو چه ؟؟؟♦♥♥۩ { راحله و الناز}